چو یاسِ ما دَم از دشتِ فدک زد
یکی بر پیکرِ یاسَم کتک زد
زِ صبرش بود زخمی قلبِ مولا
یکی بر زخمِ قلبِ او نمک زد

😔😔😔😔😭😭😭😭😭😔

قلم ! یک لحظه از خونِ جگر گو
برایم لحظه ای از ضربِ در گو
از آن نوغنچه ای که غرقِ خون شد
زِ داغِ غنچه و گُل بیشتر گو

😔😔😭😭😭😭😭😭😔😔

فلک ! پُر حیله و مکّاری و پستی
چرا پهلویِ زهرا را شکستی ؟
حیا از این همه جورَت نکردی!
دو دستانِ علی را هم بِبَستی

 

استفاده از اشعار با ذکر منبع مجاز می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *